الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )
155
كشكول شيخ بهائى ( فارسى )
* * * سروران من ! اشك چشم من پيامرسان من نزد شما است كه : قلب من نزد شما بيمار شده است ؛ شما را به خدا قسم « عليل » مرا باز گردانيد . 358 - محاسبه « شيخ جنيد » را بعد از فوت در خواب ديده ، از او پرسيدند كه بر شما چگونه گذشت ؟ گفت : عبادات صوفيه كه در حال حيات مىگفتم ، طيران نمودند و علوم از من روى به پردهء اختفا كشيد و كالاى رسوم صوفيه مندرس شد ؛ به غير از چند ركعتى نماز كه در سحرگاهان مىكردم ، ديگر از چيزى سود نديدم . 359 - شبزندهداران أكثر العذل ، أو فدع * ليس في سلوتي طمع لست أشكوا الهوى و لو * صنع الوجد ما صنع أنا قدري مذلتي * في الهوى عزّ و ارتفع في هوى من بحسنه * كمل الحسن و اجتمع قمر لو رأى سنا * وجهه البدر ما طلع كلما صاح باسمه * سائق في السرى شرع قام يسعى لحبه * كل من كلّ و انقطع ( ناشناس ) * * * سرزنشم را زياده يا كم كنيد ، مرا در راحتى طمعى نيست . هرگز شكايت عشق را نكنم و گرچه شوق با من چنان مىكند كه كرده است ، مرا بها و قدر بسيار كم و ذليل بود و در عشق عزّت يافت و ارتفاع گرفت ؛ در عشق كسى كه در حسن كامل و جامع است ، ماهى است كه اگر ماه آسمان او را ببيند ، طلوع نخواهد كرد . هرگاه نام وى فرياد زده شود ، باهم به سوى شبزندهدارى مىشتابند و براى عشق او بهپا مىخيزند . آنان كه استوارند و آنان كه نااميد شدهاند .